خرید بک لینک
آیا تا به حال مرحله ای رسیدین که همه چی، همه چی، همه چی زندگیتون ریده شده باشه؟

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

بعد از ۱۲ روز توی خونه موندن و دراز کشیدن و سرفه کردن و فین کردن و تمام کردن ۳ بسته نو نو دستمال کاغذی، امشب برای شام از خونه بیرون اومدم.. ۷:۴۵ ح. مسیج داد که از کنار خونه مون رد میشه و من اگه تا یه

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

و من به زنی فکر میکنم که میداند همسرش در حال سوختن و غرق شدن است، و افسوس میخورد که کاش کنارش بود. آن زن غیر از افسوس خوردن کاری نمی تواند بکند، و من فکر میکنم اینکه بدانی برای عزیزت - که یک هفته دارد نزدیکی های چین جان میدهد - کاری نمیتوانی انجام دهی، و فقط آرزو کنی کنارش باشی، شاید دردناک ترین حس ممکن باشد...

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

دارم فقط فکر میکنم چقدر بزرگ شدم.

کاش زودتر جاب پیدا کنم و از اینجا برم یه شهر دیگه.

گاهی وقتها کوچیکی این شهر تو روزهایی مثل امروز خیلی برام خفه کننده اس.

خوشحال نیستم امروز.

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

چهارشنبه ی آخر سال را در اتاق برفی ام گذراندم. برفی و پر از همه اتفاقات امسال که گذشت، از یادآوری عید پارسال تا امسال، و از مرور همه چیزهای عوض شده و همه ی چیزهای یکسان باقی مانده. همه چیزهایی که باید

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

بالاخره هوای امهرست هم رفت که کمی "باهاری" بشود و ما را کمی خرسند کند. عاشق بوی خاک خیس ام، عاشق هوای مرطوبی که نشان میدهد قرار است باران بیاید، عاشق هوای نیمه ابری- نیمه آفتابی و عاشق روزهای نزدیک به

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

امروز یکهو تصمیم گرفتم دوباره بیام بلاگفا، شاید برای اینکه من معمولا قبل از ۱۱ لب نیستم و الان امروز فکر میکنم خیلی کار شاخی کردم و دارم باز تا ۱۱ طولش میدم. اما آرامش امروز لب و اینکه اتاق ۲۱۱ الان خ

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

میشود، میشود، ای پروپوزال جان کوفتی، تمام شوی من بروم سر کتابم و اتاق جمع کردنم؟

برچسب: نویسنده: مهراد کوشکی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:55

صفحه بندی